حسن حسن زاده آملى

261

هزار و يك كلمه (فارسى)

زيدم ، نه اينكه چون صدا از دهن آمده دهن زيد است ، بلكه آن كسى كه اين صدا را در دهن درست مىكند يعنى خود شما زيد هستيد . در اينجا هم كسى كه صدا را در درخت ايجاد كرد خداست . گاهى در ابر و عمود نور صدا بر حضرت موسى ظاهر مىگرديد و آن حضرت مىشنيد ، گاهى هم خلق صدا را خداوند در گوش مىنمايد بدون آنكه ابر و عمود نور يا درخت يا جسم ديگر در بين باشد ، و در اين وقت صدا را فقط همان پيغمبرى مىشنود كه در گوش او صدا خلق شده ، و ديگران نمىشنوند ، چنان كه در بعضى احاديث وارد است كه پيغمبر فرمود : من صداى وحى را مانند صلصلة الجرس مىشنوم . و از اين تعجب نكنيد كه صداى وحى را فقط پيغمبر بشنود و ديگران نشنوند چنان كه صداى جبرئيل را هم همه اصحاب نمىشنيدند . و در حديث است كه پيغمبر پاى بر پله اول منبر گذاشت و فرمود : « آمين » و بر پله دويم و سيم همچنين ، اصحاب عرض كردند كه علت آمين گفتن چه بود ؟ فرمود : جبرئيل دعا كرد من آمين گفتم . البته اصحاب نشنيده بودند . گاهى مىگوييد : گوشم صوت كشيد فلانى ياد من كرده است ، يا شما ياد يكى مىكنيد مىگوييد گوشش صدا كند ، شايد هم حقيقت داشته باشد . همين يك صدايى است كه شما مىشنويد و ديگران آن صدا را نمىشنوند . و در حديث ديگر است كه حضرت امام محمد تقى عليه السّلام در مدينه با يك نفر از شيعه از شهر خارج شدند براى حزنى كه حضرت را گرفته بود ، و در بيرون يك مرتبه گفتند : لبّيك ، و به طىّ الأرض از نظر آن شيعى غايب گرديده . شيعى ترسناك شد و چون مراجعت فرمود گفت : پدرم مرا صدا زد و من لبيك گفتم . و آن روز شهادت حضرت رضا عليه السّلام بود و اين مرد شيعى صدا را نشنيد . و مطلب سومى كه ايراد آن بر ما لازم است اين است كه آيا كلام خدا قديم است يا حادث ؟ در اوايل اسلام بسيارى از مردم قائل بودند كه قرآن كلام خدا و قديم است ؛ يعنى مخلوق نيست ، و اين مبالغه در احترام قرآن است ، چنان كه بعضى از شيعه از بس مبالغه در شأن ائمه نمودند گفتند : آنها خودشان خدا هستند . ولى كلام به هر معنى كه باشد اعم از اينكه خداوند صدا را در درخت و ابر